ارمنی ها به خوجالی قره باغ آذربایجان حمله کردند و در نتیجه ۶۱۳ تن در یک شب کشته و ۱٫۲۵۰ نفر نیز همان شب به اسارت برده می شوند که مدتی بعد نفر از آنان آزاد شده ولی از سرنوشت ۴۵۰ نفر باقی مانده دیگر خبری به دست نرسید. این در حالی است که خبرها گزارش می دهند بیش از یک هزار نفر از مردم غیر نظامی با اصابت گلوله مستقیم کشته شدند. در ادامه حملاتی دیگر روی می دهد (۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷، ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ و ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳) که باعث کشته شده شدن عده ای بیشتر – ده ها هزار نفر – می شود. چرا این چنین می شود ؟ این قتل عام ها توسط دو طرف بار ها و بار ها در طی چندین سال تکرار می شود. گاهی مردم را زنده زنده در آتش سوزاندند، سرهایشان برا ریده شده، پوست بدنشان را کنده، چشمان کودکان را خردسال از حدقه بیرون آورده شده و شکم زنان حامله را با سرنیزه پاره پاره کرده بودند،
زنان و کودکانِ بی گناه، در سال ۱۹۱۸ در «فاجعه مارس خونین» توسط نیروهای مهاجم ارمنی، (حزب داشناک) روسی و کمونیستی به آذربایجان کشته شدند، از اصلی ترین دلایل این حمله باید کینه توزی های دو کشور در طی قرون دراز باشد. در طی دو روز (۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷، ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ و ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳) ده ها هزار نفر از مردم آذربایجان کشته شدند، مردمِ مسلمان.
در جایی دیگر یکی از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی آذربایجان در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:
با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله ترکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید.
اچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!ش ب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد.
زوری بالایان – از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور در تاریخ ۱۹۹۶
۱۴.۱.۹۰
آنتی ترکیسم و ترک هراسی : از اروپا تا ایران
در این نوشته برآنیم نشان دهیم که ترک هراسی مخصوصا در اروپا جنبه نژاد پرستی ندارد و بیشتر جنبه تاریخی و زمینه های مرتبط با اسلام هراسی دارد:در طول تاریخ ترکوفوبیا یا ترک هراسی در جوامع کشور های مختلف از اروپا گرفته تا شوروی سابق ،بالکان ،قفقاز و چین(اویغور) نمود های عملی خود را نشان داده است.به طوری که گلد استون در 1876 ورود ترک ها به اروپا را آغاز دوران سیه روزی اروپا می نامد!در فرهنگ کشورهای فرانسه، اسپانیا،نروژ، روسیه و ... هم "ترک" معنای خوبی ندارد و بعضا با در مفاهیم نامناسبی به کار می رود .اقلیت های ترک در نواحی مختلف اروپا از بلغارستان تا هلند وجود دارند(در هلند ترک ها دومین اقلیت بزرگ هستند)ولی ریشه اصلی تاریخی ترکوفوبیا و تلاش در جهت ترک زدایی از فرهنگ و تاریخ به زمان ورود عثمانی ها بر می گردد و کمتر سابقه نژادی دارد.عثمانی ها تنها دولت شرقی همسایه غرب بودند که از ارتش منظم به سبک غربی بهره مند بودند و توانسته بودند امپراطوری وسیعی(به وسعت پنج و شش دهم میلیون کیلومتر مربع) بنا کنند. کشوری پهناور که قلمرو آن در اروپا تا نزدیکی شهر وین (پایتخت امپراتوری هابسبورگ) امتداد داشت، بخش عمده سرزمینهای جنوب دریای مدیترانه و شبه جزیره عربستان را دربرمی گرفت وشامل قلمروهای آناتولی و سوریه و فلسطین و عراق و ارمنستان و کردستان در آسیا و مصر و لیبی در آفریقا و بلغارستان و یونان و صربستان و آلبانی و بوسنی و رومانی را در اروپا می شد.نبرد با عثمانی ها هزینه عظیمی برای اروپا در پی داشت. تا مدت ها عثمانی ها غالبین این جنگ بود و همین امر بار روانی مضاعفی بر ملت های اروپایی تحمیل می کرد و جو ترک هراسی در میان طبقات مختف مردم ایجاد می کرد.این جنگ روانی علیه تا جنگ جهانی اول و شکست عثمانی و آلمان در این جنگ ادامه یافت. از طرف دیگر دولت عثمانی سابقه جنگ با روسیه را دارد . بعد از این جنگ ها هم حتی در 1945 به دستور استالین 115000 نفر از ترک های مرز ترکیه و گرجستان به اجبار از این نواحی کوچانده شدند.اروپا تا مدت ها خطر عظیمی از جانب ترک ها احساس می کرد،حتی در جنگ جهانی دوم هم شوروی و دول ائتلاف(فرانسه و انگلیس) خطر بزرگی از طرف دولت ترکیه احساس می کردند. یونان سالیان سال تحت حاکمیت ترک های عثمانی بود.اقلیت های بزرگی از ترک ها در یونان حضور داشته و دارند ولی دولت یونان به طور رسمی از این اقلیت به عنوان مسلمانان یونانی و مسلمانان هلنی( و نه ترک) یاد می کنند.اختلاف بر سر قبرس( که ساکنین ترک . یونانی دارد) هنوز مسئله ای حل نشده است. از طرف دیگر بعد از انقلاب صنعتی ترک ها در اروپا نماد حضور مسلمانان در اروپا تلقی می شدند و بسیاری از اروپاییان ترک و مسلمان را معادل یکدیگر می دانستند،امپراتوری عثمانی هم خود را نماینده مسلمانان جهان می دانست و بر این تلقی دامن می زد.قسمت عظیمی از ترک هراسی در اروپا به همین اسلام هراسی برمی گردد.در بسیاری از زبان های اروپایی ترک را معادل با بربریت و اسلام می دانند. در چین هم اختلاف تاریخی دولت چین با اقوام ترک( قرقیز و اویغور) به جنگ های تشکیل دولت کمونیستی بر می گردد که در این جنگ ها( معروف ترین جنگ با ترک ها در نبرد کاشغر) ترک ها علیه تشکیل حکومت کمونیستی موضع گرفتند و سرکوب شدند. در ایران اگر چه در زمان صفویه "عثمانی ستیزی" و "سنی ستیزی" وجود داشته است ولی از آنجایی که صفویان خود از ترک های قزلباش مهاجر از ترکیه امروزی(آنادولی) بودند، این موضع گیری "ترک ستیزی " نبوده است. ترک ستیزی حکومتی برای اولین بار در ایران بعد از سقوط آخرین سلسله ترکی (قاجار) توسط حکومت پهلوی آغاز شد.این روند ترک زدایی هم جنبه نژاد پرستی نداشت و بیشتر جنبه تاریخی و مشروعیت بخشیدن به حکومت داشت و بیشتر در صدد بود تا نقش تاریخی ترک ها را در ایران کمرنگ کند یا نقاط تاریک آن را برجسته نماید.برای مثال حتی قاجار ها که خود ترک بودند به تخریب تاریخی سلسله های قبل از خود می پرداختند. تا مشروعیت خود را اثبات کنند،مثلن به استهزای ترکان صفوی می پرداختند ،در نقاشی های چهلستون اصفهان دست می بردند و آثار به جا مانده از آن ها را تخریب می کردند. در ایران معاصر اما گونه جدیدی از ترک ستیزی در سال های اخیر در میان روشنفکران بارز شده است که این جنبه ترک ستیزی هم ،رویکرد نژادی ندارد بلکه بیشتر به ناکامی تاریخی ایران در دستیابی به دموکراسی ده ها سال بعد از مشروطه بر می گردد.ارتباطات گسترده فرهنگی ایران به خصوص اقوام ترک ایران با کشور ترکیه ،نقش برجسته ترکیه در معادلات جهان آزاد و احتمال ورود ترکیه به اتحادیه اروپا، در برخی روشنفکران ایران نسبت به این روند حساسیت ایجاد کرده است.ترکیه و ایران از دیرباز رقبای منطقه ای بودند و برخی در ایران مایل به ایجاد ارتباطات فرهنگی بین ترک های داخل ایران و خارج مرزها نیستند. از طرف دیگر تاثیر فرهنگی ترکیه در میان ترک زبانان ایران در سالیان اخیر چشمگیر بوده است.جمهوری اسلامی هم با وجود تحریم های جهانی مجبور شده است که ارتباطات دو کشور ایران و ترکیه را تسهیل کند.نتیجه این امرایجاد شکاف عمیق بین اقوام و فاصله گرفتن خواست های روشنفکران سایر نواحی از خواست های فعالین ترک است که مطمئن نتیجه مطلوبی برای حرکت های دموکراتیک ایران در پی ندارد. ترک ستیزی در ویکیپدیا
: http://tr.wikipedia.org/wiki/T%C3%BCrk_d%C3%BC%C5%9Fmanl%C4%B1%C4%9F%C4%B1
http://en.wikipedia.org/wiki/Anti-Turkism
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%DA%A9_%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C
: http://tr.wikipedia.org/wiki/T%C3%BCrk_d%C3%BC%C5%9Fmanl%C4%B1%C4%9F%C4%B1
http://en.wikipedia.org/wiki/Anti-Turkism
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%DA%A9_%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C
اشتراک در:
پستها (Atom)