رستم التواریخ - محمد هاشم آصف - مصحح محمد مشیری - صفحه 252
در آن وقت آن خانه ی میرزا مصطفای مذکور، نشیمن بالیوز انگلیز بود و لرهای بسیار در آنجا هجوم نموده بودند،اموال آنجا را به غارت بردند.بالیوز از راه خوف از درخت بالا رفت، او را به ضرب سنگ از درخت به زیر آوردند و چون بالیوز جوانی بود خوش شکل و شمایل و معشوقیت تمام داشت آن لران بی مروت به زور و ضرب آن قدر با آن دلارام پری سیما وطی نمودند که از ضرب عمود های لحمی آن بی تمیزان ،سپر شحمی آن محبوب با نزاکت چاک چاک گردید و در میان خون غوطه ور گردید و نزدیک به هلاکت رسید.در آن حالت آشنایی در رسید و او را از دست لران رهایی بخشید...و تا یک سال تمام جراحان با مهارت به معالجت او پرداختند