۱۳.۱.۹۱

شخصیت های معاصری که در نظر سنجی بی بی سی به کوروش رای دادند !

نکته جالب در رای گیری برای شخصیت های تاریخ ساز ایران در بی بی سی ،رای های غیر قابل پیش بینی شخصیت های معاصر ایران بود. سیمین بهبهانی،هادی خرسندی، دکتر رضا براهنی ،داود آزاد،روح انگیز شریفیان، مهناز افخمی،علامحسین نامی،حسین خسروجردی و شاهزاده رضا پهلوی از شخصیت های معاصری بودند که به کوروش رای دادند. در این میان قرار گیری نام شخصیتی مانند رضا پهلوی در کنار رضا براهنی جالب توجه است.رضا پهلوی با توجه به اینکه خود را ادامه سلسله سلطنت در ایران می داند طبیعی بود که به یک "پادشاه" رای بدهد. ولی در مورد رضا براهنی با توجه به فعالیت های مبارزاتیش با رژیم شاه و سال های زندان و تبعید توسط پدر همین شاهزاده، بیشتر انتظار می رفت مصدق را شخصیت منتخب خود انتخاب کند.
البته دلیل دکتر براهنی برای این انتخاب جالب است و جنبه ادبی شخصیت او را نشان می دهد. توضیحات رضا براهنی در مورد دلیل انتخابش:
از دید یک رمان نویس زندگی کوروش برای من به مانند یک رمان است که آغاز و پایانش پر از رمز و راز به نظر می رسد.

تاریخ را که می خوانیم نوع زندگی و مرگ او شبیه به یک رمان ابه نظر می رسد؛ به دلیل تولد بی نظیرش و مرگ بی نظیرش در بین دو مادر؛ یکی که او را به دنیا می آورد، و دیگری یعنی ملکه ماساگتی ها که بخاطر فرزندش قسم می خورد که کوروش را بکشد و می کشد.

مادری او را به دنیا می آورد و مادری می کشد. ضمن این که برایم جالب است بدانم که در قبر کوروش چه کسی خوابیده. او در خارج از مرزهای ایران کشته شده و سرش را بریده اند، حالا چطور به محل فعلی رسیده؟ این ها برای من به مانند یک رمان می ماند؛ رمانی پر راز و رمز.

۹.۱.۹۱

شعور اجتماعی و طرفداران فوتبال!

بعد از درگذشت مادر محسن ترکی داور فوتبال ادمین گروه طرفداران تراکتورسازی در یکی از سایت های اجتماعی مطلبی را در این مورد پست کرد که با واکنش تند ولی جالب اعضای این گروه مواجه شد! متن پست ادمین(بدون دخل و تصرف) این بود:
((بدبختی های محسن ترکی ادامه دارد!
بعد از قضاوت یک طرفه محسن ترکی در بازی تراختور و استقلال که هواداران تراختور را به خشم آورد، وی تا اطلاع ثانوی از قضاوت محروم شد. سپس توسط فیفا به عنوان بدترین داور جهان انتخاب شد و امروز محسن ترکي در غم از دست دادن مادرش عزادار شد))
عقیده غالب طرفداران تراکتورسازی این بود که این پست حاوی "طعنه" است و در شان طرفداران تراکتورسازی نیست! بیشتر نظرات حاوی ابراز تسلیت به محسن ترکی و آرزوی صبر برایش بود.برخی کاربران به شان و منزلت مادر در فرهنگ ترک ها اشاره کرده بودند و شدیدا به ادمین برای ارسال چنین پست حاوی طعنه ای اعتراض کرده بودند.نکته جالب پیشنهاد ارسال تومار تسلیت و پیشنهاد سکوت در ورزشگاه برای مادر محسن ترکی بود! حتی در کامنت ها کاربری به دلیل فحش هایی که در ورزشگاه علیه ترکی داده بود حلالیت می طلبید!با این که خود پست توهین آمیز نبود ولیوجود این حساسیت و دیدن این گونه واکنش ها در فضای مجازی بسیار موجب امیدواری است. فوتبال که زمانی نماد توحش، هوچی گری و جولانگاه تماشاگرنما ها بود اکنون در فضای مجازی" شعورمند" شده است وگسترش خصایل نیکوی انسانی مانند همدردی و شعور افتراقی در طرفداران فوتبال در ایران می تواند ما را نه به آینده فوتبال بلکه به آینده جامعه ایرانی که می سازیم امیدوار کند.برای طرفداران با شعور تراکتورسازی هم آرزوی دوم شدن در فصل می کنم( اول استقلال!!!)

۲۹.۱۲.۹۰

خرد شدن غرور ایرانی بر فراز تپه های ایروان

مجسمه ها زیبا هستند. ولی در کمی دور تر از مرز های ایران در شهر ایروان که از ابتدای پیدایش ایران جز لاینفک تمامیتی به نام ایران بوده است مجسمه ای وجود دارد که مایه شرم ایران و ایرانی است و زیبایی آن اصلا به چشم نمی آید. مجسمه ای که غرور هر ایرانی با دیدنش خرد می شود.مجسمه ژنرال پاسکویچ فرمانده قوای روس در جریان جدا کردن آذربایجان و ارمنستان از ایران !
وجود این مجسمه زمانی دردناک می شود که بدانیم ایرانیان بسیاری همه ساله از ارمنستان بازدید می کنند و گاها حتی در کنار این مجسمه که نماد تجاوزکاری به وطنشان است عکس می گیرند!
قرار گیری این مجسمه از سوی دولت ارمنستان هم نوعی نمک نشناسی و خوش خدمتی به روس ها ست.ارمنستانی که گاز و برقش را ایران تامین می کند مسیر ارتباطی اش با جهان خارج از طریق ایران است( ارمنستان با سه کشور دیگر همسایه ارتباط خوبی ندارد!) و نان مردمش را توریست های ایرانی تامین می کنند با قرار دادن چنین مجسمه ای در واقع با دهن کجی به ایرانیان متجاوزین روس را تحسین می کند.
اگر کشور دوست و برادر ارمنستان که از قضای اتفاق پشتیبانی ایران در جنگ قره باغ را هم پشت سر خود دارد مجسمه عباس میرزا یا تندیسی از دلاوران گنجه و ایروان را در شهرهایش قرار ندهد جای دلخوری نیست ولی قرار دادن تمثال پاسکویچ در شرایطی که این کشور از همه نظر به ایران وابسته است زشت و ناپسند است.

در پاییز ۱۸۲۷ پاسکویچ سرانجام توانست ایروان را بگشاید. در پی این پیروزی امپراتور روسیه بدو نشان سن‌گئورگ و لقب کُنت ایروان را بدو اعطانمود. پاسکویچ سپس مرند را گشود و در اکتبر همان سال بی پایداری چندانی تبریز را هم فتح‌کرد. پس از آن در دهخوارقان با عباس میرزا به مذاکره نشست که بی‌نتیجه ماند. در ۱۸۲۸ او اردبیل را نیز گشود، در جریان این فتح کتاب‌های نفیس آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی را به سن‌پترزبورگ فرستاد. سرانجام با میانجی‌گری وزیرمختار انگلیس -مک‌دونالد- دو طرف در قریهٔ ترکمانچای قراردادی را به منعقد ساختند و جنگ به پایان‌رسید.

در حالیکه در ایران ترکمان چای ، عهدنامه «ننگین» تلقی می شود اما روس ها از آن استقبال می کنند. بطوری که در ۱۷۵ مین سالگرد امضای این معاهده، با همکاری سازمان دوستی ارمنستان و روسیه بر فراز «تپه پاسکویچ» در ایروان مجسمه ژنرال ایوان پاسکویچ فرمانده سپاه قفقازی ارتش روس و یکی از تدوین کنندگان این معاهده سرنوشت ساز برای مردم ارمنی که محاصره و تصرف قلعه ایروان را فرماندهی می کرد، نصب شد. در ایران نیز سفارت خانه روسیه تندیسی از وی را نصب کرده و در سالگرد جنگ ارج می نهد!

۱۷.۹.۹۰

ما ایرانی ها و سابقه طولانی تسخیر سفارت انگلیس

رستم التواریخ - محمد هاشم آصف - مصحح محمد مشیری - صفحه 252
در آن وقت آن خانه ی میرزا مصطفای مذکور، نشیمن بالیوز انگلیز بود و لرهای بسیار در آنجا هجوم نموده بودند،اموال آنجا را به غارت بردند.بالیوز از راه خوف از درخت بالا رفت، او را به ضرب سنگ از درخت به زیر آوردند و چون بالیوز جوانی بود خوش شکل و شمایل و معشوقیت تمام داشت آن لران بی مروت به زور و ضرب آن قدر با آن دلارام پری سیما وطی نمودند که از ضرب عمود های لحمی آن بی تمیزان ،سپر شحمی آن محبوب با نزاکت چاک چاک گردید و در میان خون غوطه ور گردید و نزدیک به هلاکت رسید.در آن حالت آشنایی در رسید و او را از دست لران رهایی بخشید...و تا یک سال تمام جراحان با مهارت به معالجت او پرداختند

۱۴.۱.۹۰

نسل کشی ارامنه یا نسل کشی توسط ارامنه؟

ارمنی ها به خوجالی قره باغ آذربایجان حمله کردند و در نتیجه ۶۱۳ تن در یک شب کشته و ۱٫۲۵۰ نفر نیز همان شب به اسارت برده می شوند که مدتی بعد نفر از آنان آزاد شده ولی از سرنوشت ۴۵۰ نفر باقی مانده دیگر خبری به دست نرسید. این در حالی است که خبرها گزارش می دهند بیش از یک هزار نفر از مردم غیر نظامی با اصابت گلوله مستقیم کشته شدند. در ادامه حملاتی دیگر روی می دهد (۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷، ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ و ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳) که باعث کشته شده شدن عده ای بیشتر – ده ها هزار نفر – می شود. چرا این چنین می شود ؟ این قتل عام ها توسط دو طرف بار ها و بار ها در طی چندین سال تکرار می شود. گاهی مردم را زنده زنده در آتش سوزاندند، سرهایشان برا ریده شده، پوست بدنشان را کنده، چشمان کودکان را خردسال از حدقه بیرون آورده شده و شکم زنان حامله را با سرنیزه پاره پاره کرده بودند،


زنان و کودکانِ بی گناه، در سال ۱۹۱۸ در «فاجعه مارس خونین» توسط نیروهای مهاجم ارمنی، (حزب داشناک) روسی و کمونیستی به آذربایجان کشته شدند، از اصلی ترین دلایل این حمله باید کینه توزی های دو کشور در طی قرون دراز باشد. در طی دو روز (۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷، ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ و ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳) ده ها هزار نفر از مردم آذربایجان کشته شدند، مردمِ مسلمان.


در جایی دیگر یکی‌ از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی‌ تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی آذربایجان در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:

با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله ترکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید.

اچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!ش ب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی‌ ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد.

زوری بالایان – از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور در تاریخ ۱۹۹۶

آنتی ترکیسم و ترک هراسی : از اروپا تا ایران

در این نوشته برآنیم نشان دهیم که ترک هراسی مخصوصا در اروپا جنبه نژاد پرستی ندارد و بیشتر جنبه تاریخی و زمینه های مرتبط با اسلام هراسی دارد:در طول تاریخ ترکوفوبیا یا ترک هراسی در جوامع کشور های مختلف از اروپا گرفته تا شوروی سابق ،بالکان ،قفقاز و چین(اویغور) نمود های عملی خود را نشان داده است.به طوری که گلد استون در 1876 ورود ترک ها به اروپا را آغاز دوران سیه روزی اروپا می نامد!در فرهنگ کشورهای فرانسه، اسپانیا،نروژ، روسیه و ... هم "ترک" معنای خوبی ندارد و بعضا با در مفاهیم نامناسبی به کار می رود .اقلیت های ترک در نواحی مختلف اروپا از بلغارستان تا هلند وجود دارند(در هلند ترک ها دومین اقلیت بزرگ هستند)ولی ریشه اصلی تاریخی ترکوفوبیا و تلاش در جهت ترک زدایی از فرهنگ و تاریخ به زمان ورود عثمانی ها بر می گردد و کمتر سابقه نژادی دارد.عثمانی ها تنها دولت شرقی همسایه غرب بودند که از ارتش منظم به سبک غربی بهره مند بودند و توانسته بودند امپراطوری وسیعی(به وسعت پنج و شش دهم میلیون کیلومتر مربع) بنا کنند. کشوری پهناور که قلمرو آن در اروپا تا نزدیکی شهر وین (پایتخت امپراتوری هابسبورگ) امتداد داشت، بخش عمده سرزمین‌های جنوب دریای مدیترانه و شبه جزیره عربستان را دربرمی گرفت وشامل قلمروهای آناتولی و سوریه و فلسطین و عراق و ارمنستان و کردستان در آسیا و مصر و لیبی در آفریقا و بلغارستان و یونان و صربستان و آلبانی و بوسنی و رومانی را در اروپا می شد.نبرد با عثمانی ها هزینه عظیمی برای اروپا در پی داشت. تا مدت ها عثمانی ها غالبین این جنگ بود و همین امر بار روانی مضاعفی بر ملت های اروپایی تحمیل می کرد و جو ترک هراسی در میان طبقات مختف مردم ایجاد می کرد.این جنگ روانی علیه تا جنگ جهانی اول و شکست عثمانی و آلمان در این جنگ ادامه یافت. از طرف دیگر دولت عثمانی سابقه جنگ با روسیه را دارد . بعد از این جنگ ها هم حتی در 1945 به دستور استالین 115000 نفر از ترک های مرز ترکیه و گرجستان به اجبار از این نواحی کوچانده شدند.اروپا تا مدت ها خطر عظیمی از جانب ترک ها احساس می کرد،حتی در جنگ جهانی دوم هم شوروی و دول ائتلاف(فرانسه و انگلیس) خطر بزرگی از طرف دولت ترکیه احساس می کردند. یونان سالیان سال تحت حاکمیت ترک های عثمانی بود.اقلیت های بزرگی از ترک ها در یونان حضور داشته و دارند ولی دولت یونان به طور رسمی از این اقلیت به عنوان مسلمانان یونانی و مسلمانان هلنی( و نه ترک) یاد می کنند.اختلاف بر سر قبرس( که ساکنین ترک . یونانی دارد) هنوز مسئله ای حل نشده است. از طرف دیگر بعد از انقلاب صنعتی ترک ها در اروپا نماد حضور مسلمانان در اروپا تلقی می شدند و بسیاری از اروپاییان ترک و مسلمان را معادل یکدیگر می دانستند،امپراتوری عثمانی هم خود را نماینده مسلمانان جهان می دانست و بر این تلقی دامن می زد.قسمت عظیمی از ترک هراسی در اروپا به همین اسلام هراسی برمی گردد.در بسیاری از زبان های اروپایی ترک را معادل با بربریت و اسلام می دانند. در چین هم اختلاف تاریخی دولت چین با اقوام ترک( قرقیز و اویغور) به جنگ های تشکیل دولت کمونیستی بر می گردد که در این جنگ ها( معروف ترین جنگ با ترک ها در نبرد کاشغر) ترک ها علیه تشکیل حکومت کمونیستی موضع گرفتند و سرکوب شدند. در ایران اگر چه در زمان صفویه "عثمانی ستیزی" و "سنی ستیزی" وجود داشته است ولی از آنجایی که صفویان خود از ترک های قزلباش مهاجر از ترکیه امروزی(آنادولی) بودند، این موضع گیری "ترک ستیزی " نبوده است. ترک ستیزی حکومتی برای اولین بار در ایران بعد از سقوط آخرین سلسله ترکی (قاجار) توسط حکومت پهلوی آغاز شد.این روند ترک زدایی هم جنبه نژاد پرستی نداشت و بیشتر جنبه تاریخی و مشروعیت بخشیدن به حکومت داشت و بیشتر در صدد بود تا نقش تاریخی ترک ها را در ایران کمرنگ کند یا نقاط تاریک آن را برجسته نماید.برای مثال حتی قاجار ها که خود ترک بودند به تخریب تاریخی سلسله های قبل از خود می پرداختند. تا مشروعیت خود را اثبات کنند،مثلن به استهزای ترکان صفوی می پرداختند ،در نقاشی های چهلستون اصفهان دست می بردند و آثار به جا مانده از آن ها را تخریب می کردند. در ایران معاصر اما گونه جدیدی از ترک ستیزی در سال های اخیر در میان روشنفکران بارز شده است که این جنبه ترک ستیزی هم ،رویکرد نژادی ندارد بلکه بیشتر به ناکامی تاریخی ایران در دستیابی به دموکراسی ده ها سال بعد از مشروطه بر می گردد.ارتباطات گسترده فرهنگی ایران به خصوص اقوام ترک ایران با کشور ترکیه ،نقش برجسته ترکیه در معادلات جهان آزاد و احتمال ورود ترکیه به اتحادیه اروپا، در برخی روشنفکران ایران نسبت به این روند حساسیت ایجاد کرده است.ترکیه و ایران از دیرباز رقبای منطقه ای بودند و برخی در ایران مایل به ایجاد ارتباطات فرهنگی بین ترک های داخل ایران و خارج مرزها نیستند. از طرف دیگر تاثیر فرهنگی ترکیه در میان ترک زبانان ایران در سالیان اخیر چشمگیر بوده است.جمهوری اسلامی هم با وجود تحریم های جهانی مجبور شده است که ارتباطات دو کشور ایران و ترکیه را تسهیل کند.نتیجه این امرایجاد شکاف عمیق بین اقوام و فاصله گرفتن خواست های روشنفکران سایر نواحی از خواست های فعالین ترک است که مطمئن نتیجه مطلوبی برای حرکت های دموکراتیک ایران در پی ندارد. ترک ستیزی در ویکیپدیا
: http://tr.wikipedia.org/wiki/T%C3%BCrk_d%C3%BC%C5%9Fmanl%C4%B1%C4%9F%C4%B1
http://en.wikipedia.org/wiki/Anti-Turkism
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%DA%A9_%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C

۵.۱.۹۰

آران در زبان ترکی آذری و پاسخی ساده به سوء تفاهم موجود

بحث های زیادی در مورد آران و آذربایجان در کتاب های تاریخی فارسی صورت گرفته است. این درحالی است که در کتب ترکی تقریبا به این مسئله پرداخت نشده است.دلیل این مسئله بسیار ساده است.واژه آران( با تلفظ آران و نه اَران که فارس زبان ها تلفط می کنند) در زبان ترکی مخصوصا در روستا ها و میان عشایر بسیار مصطلح است و مفهوم خود را دارد.آران در زبان ترکی به معنی محل گرمسیری و زمین پست و گرمسیری به کار می رود(1) و واژه مقابل آن «داغلیق» یا «داغلیخ» به معتی ناخیه کوهستانی و سرد می باشد. مثلا داغلیق قره باغ به معنی قره باغ کوهستانی به ناحیه کوهستانی و سردسیر قره باغ اشاره می رود. آران در میان عشایر مهاجر فصلی بیشتر اشاره به دشت مغان و نواحی پایین دست رود ارس دارد که در فصل های سرد عشایر در این نواحی اتراق می کنند.در فصل های گرم هم عشایر آذربایجان به نواحی داغلیق قره داغ(قره داغ به رشته کوه های شرق سبلان و ناحیه جنوبی رود ارس اطلاق می شود که بعد ها نام آن توسط حکومت مرکزی به ارسباران تغییر یافت) و دامنه های سبلان و سهند کوچ می کنند.در زبان ترکی هم استفاده از واژه «آران» به خصوص در میان ترک زبانان ناحیه اردبیل و مغان بسیار مصطلح است.با توجه به کوهستانی بودن ناحیه آذربایجان درصد کمتری از زمین های این نواحی هموار و گرمسیری بوده و به همین دلیل مناطقی که به آن ها آران اطلاق می شود بیشتر در محدوده مرز های ایران به دشت مغان اطلاق می شود. در واقع آران نام عمومی مکان است و به ناحیه خاصی اطلاق نمی شود و نام ناحیه خاصی نیست بلکه واژه عمومی مصطلح در زبان ترکی است و به اشتباه از جانب گویشوران سایر زبان ها یا احتمالا سیاحان خارجی زبان به معنی اسم مکان تفسیر شده است. بسیاری از مناطق خاک جمهوری آذربایجان هم پسوند آران را به دنبال نام خود دارند. مثلا آران شکی که با ناحیه پست و هموار شکی اطلاق می شود(2)

البته اینگونه ضبط اشتباه نام ها در تاریخ بسیار رایج است.(از هرودوت گرفته که نام های مکان های ایرانی و پادشاهان ایرانی را به اشتباه ضبط کرده است تا شاردن جهانگرد فرانسوی که نام تبریز را در نقشه معروفش توریز ضبط کرده است این گونه اشتباهات رایج بوده است)

(1) خوشبختانه مترجم گوگل کار را بسیار راحت کرده است... در این مترجم هم آران در زبان ترکی آذری به مفهوم زمین پست آمده است: http://translate.google.com/?tab=yT#az|en|aran%0A

(2) http://az.wikipedia.org/wiki/Aran_%28%C5%9E%C9%99ki%29

http://az.wikipedia.org/wiki/Aran_%28%C5%9E%C9%99ki%29