۴.۱.۹۰

مقدمه ای بر ریشه های ترک ستیزی در جامعه معاصر ایران

سال ها بعد از جنگ جهانی دوم بود که جامعه شناسان به این فکر افتادند که علت های یهودی ستیزی را در جامعه آلمان زمان هیتلری پیدا کنند. در واقع هیتلر یک شبه به این نتیجه نرسیده بود که باید یهودی ها را قتل عام کند و آلمانی ها را هم یک شبه نتوانست یک شبه متقاعد کند. در مجموع روندی ضد یهودی در جامعه آن زمان اروپا وجود داشت که در نهایت به صورت فاجعه هولوکاست خودش را بروز داد.در این میان احتمالن خود یهودی ها کاملن بیگناه نبوده اند و کنش و واکنشی این نفرت را دامن می زده است که جامعه شناسان به آن پرداخته اند( مثلا نقش لابی های یهودی در جنگ جهانی اول ، پیش بینی نیچه در مورد احتمال جنگ های جهانی)

جو ترک ستیزی در جامعه حال حاضر ایران انکار ناپذیر است.اصلا بحث بر سر جک گویی و تمسخر اقوام ایرانی نیست.بحث بر سر نفرتی است که در همه جا از فضای سایبری تا ورزشگاه ها سر باز می نماید و به شکافی عمیق در جامعه ایران دامن می زند.حقیقت این است که تقریبا بیش از 1000 سال است که ترک ها بر ایران حکومت می کنند و سلسله های ترک یکی پس از دیگری قدرت را در فلات ایران به دست می گیرند.پیدایش کشور متحد ایران به مفهوم امروزی هم به دلیل مرام یکی از همین سلسله های ترک(صفویه) بوده است که با هژمونی ،شیعه را به مذهب اکثریت ایرانیان تبدیل نموده است. جالب اینجاست که تا پیش از این زمان اکثریت مردم ایران سنی بوده اند و حتی پدربزرگ شاه اسماعیل و بزرگ خاندان صفوی که این سلسله نام خود را از آن گرفته ،سنی بوده است.

در دوره معاصر حکومت پهلوی که خود را میراث دار هخامنشیان می دانست سعی کرد که به نوعی این تاریخ بیش از هزار ساله را بزداید و قرائت جدیدی از تاریخ ایران را ارائه کند.به این ترتیب شکوه ایران در دوره هخامنشی خلاصه شد و سلسله پهلوی میراثدار مستقیم این شکوه تلقی شد.جامعه ایران هم که خواستار هویتی جدید بود بسیار مایل بود که هویت جدیدی با پشتوانه ای پرافتخار برای این شروع تازه دست و پا کند.این هویت جویی به خودی خود بد نیست ولی به صورت افراطی و کنترل نشده یا در صورت سرکوب(کاری که جمهوری اسلامی انجام داد) به صورت خطرناک و به حالت عقده گشایی سرباز می کند و می تواند به شکاف و انفکاک اجتماعی منجر شود.

حقیقت این است تمام اقوام فلات ایران در تاریخی که ما داریم شریکند و اگر تقصیری باشد همه به یک اندازه مقصرند. گریز از این تاریخ مشترک و جدایی طلبی البته کاری عبث است.تندروهای هویت طلب ترک که بالکل خود را از تاریخ ایران منفک می کنند و برای خود تاریخی مجرا قائلند در واقع آب در هاون می کوبند. از این طرف کسانی که به بهانه وطن پرستی تاریخی طولانی و هویت ترکان ایران را می خواهند زیر سوال ببرند مسیر اشتباهی را طی می کنند.رشته من تاریخ نیست ولی بیهقی را از منظر اجتماعی بارها مطالعه کرده ام.در تاریخ بیهقی جملاتی از این قبیل فراوان است: روز شنبه بیست وچهارم ذیقعده«مهرگان» بود امیر(سلطان مسعود غزنوی)رضیالله عنه بجشن مهرگان نشست...»

«آن اعیان مستأصل شدند و نامه ها نبشتند به ماوراءالنهر و رسولان فرستادند و به اعیان ترکان بنالیدند.» ، و «...و بغراتگین که پسر مهتر بود و ولیعهد به خانیِ ترکستان بنشست» «...وسه خلعت بساختند... و اسب و اِستام و کمر بزر(از جنس طلا) هم به رسم ترکان»

استناد به یک کتاب کار درستی نیست ولی کم لطفی است که تاریخ بیهقی را فقط یک کتاب بدانیم... همه این ها نشان از جایگاه اجتماعی بالا و پاسداشت آیین های ایرانی توسط ترکان است.حال عده ای سعی دارند بالکل وجود ترک ها از نظر تاریخی در جامعه ایران منکر شوند و تاریخ را از نو بنویسند که این امر البته محال است.

آن چه از منظر جامعه شناسی مهم است سرانجام این گسل خطرناک در جامعه ایران است که مطمئن ختم به خیری ندارد .اگر جامعه ایران نتواند بر سر یک تاریخ و هویت مشترک ایرانی که هویت تمام اقوام ساکن در آن از جمله ترک ها را پوشش دهد توافق کند نهایتی جر تجزیه کشور و احتمالن سرنوشت ناخوشایند این مناطق تجزیه شده نخواهد داشت.

از دوره پهلوی به بعد مدام به ترک ها گفته شده شما ترک نیستید و آذری هستید و زبان شما هم زبان باستانی آذری است ولی ترک زبانانی که کانال های تلوزیونی ترک زبانان ترکیه را به زبان ترکی(!) تماشا می کنند و می فهمند و از طریق رسانه های آن ها با روایت متفاوتی از تاریخی که در کتاب های درسی رسمی مجبور به خواندن آن شده اند مواجه می شوند بالکل تمام قسمت های مشترک این تاریخ را هم انکار می کنند!

این بی احترامی به تاریخ و هویت فقط مختص به این قضیه نیست. برای مثال تمدن های پرشکوه دیگری که قدمت های بسیار بیشتری دارند زیر محاق مانده اند و به آن ها پرداخته نشده است . کسی از شهر سوخته و تمدن های قبل از هخامنشیان بحثی به میان نمی آورد. تاریخ در ایران کالایی مصرفی است و چون محمد رضا شاه یا احمدی نژاد قادر به استفاده از بخش هخامنشیان تاریخ ایران هستند آن را به مثابه کالای مصرفی بنا به نحوه ارتزاق خود می آرایند.یکی خود را وارث کوروش می داند و دیگری چفیه بر گردن کوروش می اندازد!

جنبش کنونی دموکراسی خواهی ایران که در قالب جنبش سبز تجلی یافته است پتانسیل بالایی برای نیل به آرمان های دموکراسی خواهانه همه مردم فلات ایران دارد. ولی درصورتی که این جنبش نتواند سایر اقوام شزیک در هویت ایرانی مخصوصن ترک های ایران را که اقلیتی بزرگ را تشکیل می دهند برای همراهی خود قانع کند مطمئن باشید راه به جایی نخواهد برد و اتفاقا جمهوری اسلامی فقط این یک مورد را درست می گوید: نتیجه این انشکاف به تجزیه ایران منجر خواهد شد...

هیچ نظری موجود نیست: